أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
107
قانون ( فارسى )
آنها را مىشويد . اگر سبب بروز اشتهاى سگانه مادهء سودا بود - از آن سودايى كه پيوسته در معده مىريزد - شايد نياز بدان باشد كه شاهرگ دست چپ بيمار را بزنى و خون بگيرى . اگر ديدى كه خون زياد است و تهنشينش سوداى زياد مىباشد و نشان آن است كه طحال ورم كرده است . بعد از خونگيرى لازم وسيلهء تخليهها ، پاكسازيهائى را در علاج بيمار به كار انداز ! كه دستور آنها در قانون تشريح شده است . بيمارانى كه از بركت مادهء سودايى به نعمت اشتهاى سگانه رسيدهاند نبايد به هيچ وجه ترشمزهها و گسمزهها را بخورند . اگر حجامت بر طحال بيمار بگذارى خالى از بهره نيست . اگر بيمار از گرما و گرممزاجى با اشتهاى سگانه دست به گريبان است ، خودت طرز علاجش را مىدانى ، بايد از هواى گرم دورى جويد . غذاى لطيف از قبيل : خيار چنبر خوردنى ، خربزه ، كدو حلوايى و غيره بخورد . فصل هفتم گرسنگى گاوى ( بوليموس ) گرسنگى گاوى را عرب « جوع البقر » گويند و با گرسنگى سگى جداست . در گرسنگى سگى انسان مبتلا هرچند خوراك بخورد باز گرسنه است ، اما در بيمارى گرسنگى گاوى معده تقاضاى خوراك نمىكند ليكن ساير اندامان بدن گرسنه هستند و بيمار بدون اشتها مىخورد . اين بيمارى گرسنگى گاوى اكثرا دنبالهرو گرسنگى سگى است كه يكهو معده از تقاضاى خوراك دست مىكشد تو گويى بعد از اين همه دادوفرياد از دست گرسنگى خسته شده و نوميدانه از لجاجت دست برداشته است و كلمهء سگ را به كلمهء گاو تبديل كرده است . گفتيم اكثرا بيمارى گرسنگى گاوى ارث گرسنگى سگى است ، يعنى ممكن است گرسنگى گاوى خودبهخود و بدون اينكه بر پايهء گرسنگى سگانه استوار باشد سر برآورد . انسان در بيمارى گرسنگى گاوى ابدا اشتهاى خوردن ندارد اما ساير اندامان تنش بسيار گرسنه و نيازمند خواربار مناسب حال هستند ، رگها همه تهى شدهاند و معده مبالات نمىكند و به داد آنها نمىرسد . گاهى عاقبت كار گرسنگى اندامان تن به حدّى مىرسد كه دارندهء تن را به غش مىكشاند . گرسنگى گاوى اگر مرده ريگ گرسنگى سگانه نباشد و خودبهخود ايجاد شود چند جهت دارد : 1 - معده سفت مىگردد و سوءمزاجى نيروى احساساتى و نيروى كشندهء خوراك به معده را در